مشاوره تلفنی آویژه

  • خانه 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 

قیافه در ازدواج چقدر مهم است؟

18 مهر 1405 توسط avije danesh

زیبایی قانون خاصی ندارد و بیشتر سلیقه ای است. ممکن است فردی در نظر کسی بسیار زیبا باشد، ولی در نگاه فرد دیگری چندان زیبا به نظر نیاید! پس زیبایی نسبی است و نظرات افراد در این مورد با هم فرق دارد.

زیبایی به اندازه ای مهم است که طرفین همدیگر را بپسندند - به اصطلاح به دل هم بنشینند - و برای هم جذابیت داشته باشند. همچنین طرفین در جذابیت و ظاهر زیبا باید متناسب و هم سطح باشند

اگر فردی ظاهر همسر خود را نپسندد، ممکن است حسرت افراد زیبا را بخورد و همسر خود را با افراد دیگر مقایسه کند؛ ممکن است آن قدر  از او ایراد بگیرد که زندگی را بر او تلخ کند و اعتماد به نفس او را از بین ببرد.

اگر فردی از ظاهر و زیبایی همسرش رضایت داشته باشد، چشم و فکرش درگیر دیگران نشده و ایمان عفتش حفظ خواهد شد.

اگر زیبایی با معیارها و صفاتی چون اخلاق زیبا، خانواده خوب، و عقل همراه باشد، باارزش خواهد بود؛ ولی به عنوان تنها ملاک انتخاب همسر درست نیست و زنگ خطری برای ازدواج محسوب می شود؛ چرا که چشم فرد از دیدن دیگر مسائل عاجز می ماند.

در انتخاب همسر باید نگاه سیستمی داشته باشیم و مجموعه‌ای از ویژگی ها را بخواهیم، نه فقط یک ویژگی را! اگر فرد مورد نظر حدود 70 درصد ملاک های شما را داشت، او برای ازدواج انتخاب کنید؛ چرا که فردی با صد درصد ایده آل های ما وجود ندارد.

از شما دعوت می کنیم در ادامه این مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید تا به بررسی میزان اهمیت زیبایی در انتخاب برای ازدواج بپردازیم.

برای بهبود روابط زوجین، حل اختلافات خانوادگی و مدیریت چالش‌های زندگی مشترک، مرکز مشاوره هم‌اندیشان با ارائه خدمات مشاوره خانواده حضوری می‌تواند به زوج‌ها کمک کند تا با شناخت بهتر مشکلات و یادگیری مهارت‌های ارتباطی، برای ساختن رابطه‌ای سالم‌تر و پایدارتر قدم بردارند.

سوالاتی برای فهمیدن اهمیت ظاهر و جذابیت در ازدواج
در جامعه ما، گاه مسائل عامیانه ای مطرح می شود که جلوی انتخاب درست را می گیرد؛ با آگاهی از این مسائل می توانید انتخاب درستی داشته باشید.

در ادامه به بررسی برخی از مهمترین سوالاتی که دغدغه دختران و پسران جوان برای ازدواج است، می پردازیم.

 

1- آیا در ازدواج ظاهر و قیافه مرد مهم است؟
این را از بسیاری از والدین می شنویم که در نصیحت به دختران جوان خود می گویند، ظاهر مرد نباید برای تو مهم باشد؛ در صورتی که این حرف بسیار غلط است!

جملاتی مانند “مردان زیبایی خاصی ندارند” یا “برای یک زندگی مشترک موفق، شوهر باید زشت باشد!” عامیانه بوده و اساس علمی و روانشناختی ندارد.

باید اشاره کرد که زنان نیز به ظاهر مردان توجه می کنند و نظرات خود را در مورد زشتی یا زیبایی یک مرد دارند.

2- استاندارد زیبایی چیست؟
زیبایی استاندارد مشخصی ندارد و برای هر کسی زیبای به گونه ای تعریف می شود!

ممکن است برخی صورت گرد را زیبا بدانند، برخی صورت کشیده و استخوانی را؛ از آن گذشته استاندارد زیبایی از زمانی به زمان دیگر متفاوت است و در بین اقوام مختلف و ملت ها ملاک های زیبایی متفاوت است.

اما در حالت کلی ملاک زیبایی در زنان ظرافت چهره و تناسب اجزای صورت و مردان چهره ای با ابهت و متقارن است.

3- آیا زیبایی پس از مدتی عادی می‌شود؟
بسیاری از والدین به دختران خود می گویند که زیبایی پس از مدتی عادی می شود و انتظار دارند دخترشان به خواستگار خوب ولی بدقیافه بله بگوید؛ این اشتباه است!

ما به چهره زیبا عادت می کنیم، ولی به چهره نازیبا نه! چهره زیبا عادی می شود، اما چهره بد همیشه در نظر ما زشت باقی می ماند.

اما این را بدانید که صورت زیبا جای اخلاق خوب و سایر ویژگی های مطلوب را نمی گیرد.

4- به دیگران چه بگویم؟
استقلال فکری در ازدواج بسیار مهم است؛ اگر شما شخصیت قوی یا مستقلی نداشته باشید، ممکن است پس از ازدواج تحت تاثیر نظر اطرافیان قرار بگیرید. حتی خانم های مستقل هم ترجیح می دهند همسرشان تاحدی مورد تایید دوستان یا بستگان باشد!

ممکن است پس از ازدواج، از دوستان و آشنایان نظرات منفی در مورد همسرتان بشنوید و این باعث دلسردی شما بشود. می توانید رابطه اتان را با این افراد قطع کنید؛ یا به حرف آنان توجهی نکنید!

البته این موضوع به قدرت تحمل شما نیز بستگی دارد؛ اما در مجموع باید فردی را انتخاب کنید که بتوانید از او دفاع کنید و نظرات دیگران باعث تردید شما نشود.

 

5- ملاک های من برای جذابیت چیست؟
علاوه بر زیبایی چهره، شما باید موارد زیر را هم بررسی کنید؛ چرا که در جذابیت فرد موثر است:

آیا او لباس خوبی می پوشد و به لحاظ ظاهری آراسته است؟
آیا همیشه بوی خوبی می دهد یا نه؟
تن صدا و لحن صحبت او چگونه است؟
خانواده او چگونه هستند؟
و…
اینها موارد مهمی در ازدواج هستند؛ اما هیچ یک از این ملاک ها را فدای قیافه خوب نکنید و یا اگر جذب او نشدید، به امید موارد خوب دیگرش با او ازدواج نکنید!

6- آیا اخلاق خوب برای ازدواج کافی است؟
وقتی برای مشاوره قبل از ازدواج مراجعه می کنید، روانشناس ابتدا مواردی مانند جذابیت ظاهری و تناسبات اولیه را بررسی می کنند. این موارد برای موفقیت ازدواج بسیار مهم هستند و نباید نادیده گرفته شوند.

اما این را بدانید که اخلاق خوب جایگزین جذابیت در ازدواج نیست؛ چه کسی حاضر است با فردی که خوش اخلاق است، اما جذابیت ندارد وارد رابطه جنسی شود؟

رابطه جنسی از غرایز مهم انسان است که اساس فیزیولوژیک دارد؛ یعنی شما برای برقراری رابطه صمیمانه با جنس مخالف، نیازمند ترکیبی از زیبایی، جذابیت و علاقه قلبی هستید.

اگر جذابیت را فدای اخلاق کنید، زندگی بدون شور جنسی خواهید داشت که ممکن است به یکنواختی یا جدایی تبدیل شود.

 

7- آیا مردان خوش قیافه، گزینه بهتری برای ازدواج هستند؟
برخی تحقیقات بیانگر این است که در ازدواج هایی که زن کمی زیباتر از مرد است، رضایت زناشویی زوجین بیشتر است؛ چرا که مرد از انتخاب خود راضی است و زن توجه و عشق بیشتری دریافت می کند و رضایتش جلب می شود. در نتیجه هر دو خوشحال و راضی هستند.

این به معنای این نیست که مردان خوش قیافه بی کفایت هستند یا جذابیت بی اهمیت است؛ بلکه هدف از این تحقیق، کاهش حساسیت دختران در انتخاب مرد ایده آل برای زندگی است.

8- چگونه جذابیت خواستگارم را ارزیابی کنم؟
برای این سنجش سوالات زیر را از خود بپرسید:

از آشنایی شما چقدر زمان می گذرد؟
برای سنجش میزان جذابیت او به حداقل 5 الی 6 جلسه زمان نیاز دارید. در این مورد به خودتان و او فرصت بدهید.

برای بار اول از صفر تا صد چه نمره ای به ظاهر او می دهید؟
ممکن است بار اولی که او را می بینید، نتوانید نمره خوبی به او بدهید؛ پیشنهاد ما این است که به خود فرصت دهید و پس از چند بار رفت و آمد این نمرات را بسنجید. اگر تا 60 الی 70 از 100 رسیده بود، این رابطه ارزش ارزیابی بیشتر را دارد؛ اما اگر با گذر زمان این نمرات کمتر و کمتر شود، او دیگر برای شما جذابیت لازم را نخواهد داشت.

آیا دوباره مشتاق دیدار او هستید؟
آیا وقتی از پیش شما می رود دلتان تنگ می شود؟ توقع ایجاد عشق آتشین در این زمان محدود را نداریم، اما باید برای دیدن دوباره او اشتیاق داشته باشید. آیا او را در جایگاه همسر خود تصور می کنید؟ می توانید او را در آغوش بگیرید یا ببوسید؟ آیا جذابیت جنسی برای شما را دارد؟

 

در پایان
هدف ما از نگاشتن این مقاله، بررسی تاثیر زیبایی و جذابیت در ازدواج بود! ظاهر و جذابیت همسر مقوله مهمی است که نباید به آن بی توجهی شود.

جایگزینی جذابیت با اخلاق یا دیگر ملاک ها باعث می شود فرد از همسر خود رضایت نداشته باشد و از رابطه جنسی لذت نبرد؛ چرا که مبنای این رابطه فیزیولوژیک بوده علاوه بر عشق و صمیمت نیاز به جذابیت دارد.

 

 نظر دهید »

چند نوع ازدواج داریم؟

18 مهر 1405 توسط avije danesh

تمایل به ازدواج و بودن در کنار یک شریک عاطفی، یک نیاز روحی و جسمی است که در تمامی انسان ها به صورت ذاتی وجود دارد. ازدواج پیوند قانونی میان دو نفر است که از لحاظ اخلاقی به هم متعهد شده و در کنار هم زندگی می کنند. آنها با هم عهد می کنند تا شریک همدیگر در زندگی باشند.

اکثر افراد از انواع ازدواج فقط ازدواج دائم و موقت را می شناسند؛ درحالی که ازدواج به این دو محدود نیست و چندین نوع دارد که در ادامه به توضیح آنها می پردازیم. لذا از شما دعوت می کنیم در ادامه مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید.

برای بهبود روابط زوجین، حل اختلافات خانوادگی و مدیریت چالش‌های زندگی مشترک، مرکز مشاوره هم‌اندیشان با ارائه خدمات مشاوره خانواده حضوری می‌تواند به زوج‌ها کمک کند تا با شناخت بهتر مشکلات و یادگیری مهارت‌های ارتباطی، برای ساختن رابطه‌ای سالم‌تر و پایدارتر قدم بردارند.

ازدواج به چند نوع تقسیم می شود؟
ازدواج، انواع مختلفی دارد که به خاطر تفاوت در دیدگاه ها و فرهنگ های افراد، این تنوع شکل می گیرد.

آشنایی جوانان با انواع ازدواج، باعث می شود با چشمی باز قدم در راه ازدواج گذاشته و دچار مشکلات قانونی و روانی نشوند.

1- ازدواج موقت و دائم
در ازدواج موقت یا صیغه، زن و مرد با در نظر گرفتن مهریه برای مدتی معین به هم محرم می شوند. این نوع ازدواج با پایان یافتن مدت آن خود به خود باطل می شود.

در ازدواج دائم، زوجین بدون مدت به هم محرم بوده و در یک رابطه به هم متعهد می مانند. آنها فرزندانی نیز به دنیا می آورند و در کنار هم آنها را بزرگ می کنند. ازدواج دائم تا زمانی که از هم طلاق نگرفته باشند، پایدار است.

2- ازدواج مجدد
ازدواج مجدد نیز نوعی ازدواج دائم است و افرادی که همسر خود را از دست داده یا طلاق گرفته اند، این نوع زندگی را تشکیل می دهند. افرادی که طلاق گرفته اند، بیشتر به سمت ازدواج مجدد گرایش دارند تا افرادی که همسر خود را از دست داده اند.

در جامعه ما این نوع ازدواج حساسیت های زیادی دارد و افرادی که می خواهند مجدد تشکیل زندگی دهند، از طرفی باید با ازدواج قبلی خود کنار آمده باشند و از طرفی به گونه ای همسر خود را انتخاب کنند که تجربه تلخ قبلی تکرار نشود.

مطابق تحقیقات انجام شده، ازدواج مجدد برای افرادی که بیوه شده یا طلق گرفته اند، سلامت روانی به ارمغان می آورد؛ این در صورتی است که فرد شریک زندگی خود را به خوبی انتخاب کرده باشد.

 

3- ازدواج فامیلی
ازدواج فامیلی، رایج ترین نوع ازدواج در خاورمیانه است. ازدواجی است که زن و شوهر، جد پدری یا مادری مشترک داشته باشند؛ برای مثال ازدواج دخترخاله با پسرخاله یا دختردایی و پسرعمه با یکدیگر، ازدواج فامیلی محسوب می شوند.

در این نوع ازدواج امکان تولد فرزندان معلول وجود دارد؛ بنابراین متخصصین پیشنهاد می کنند قبل از این که دختر و پسر تصمیم به ازدواج بگیرند، مشاوره ژنتیک انجام دهند.

4- ازدواج اجباری
در ازدواج اجباری، یکی از طرفین مجبور به ازدواج با طرف مقابل می شود. این فرد یا با فشار روانی و یا با سوءاستفاده جسمی مجبور به ازدواج می شود.

پس از این نوع ازدواج، فرد دچار آسیب های جسمی و روحی می شود و به احتمال زیاد درگیر اختلالات روانی خواهد شد.

5- ازدواج سفید
ازدواج سفید، نوعی ازدواج است که زوجین بدون آن که ازدواج خود را به صورت قانونی به ثبت برسانند، وارد زندگی مشترک با یکدیگر می شوند.

در ایران این نوع ازدواج پذیرفته نیست و حالت رسمی ندارد؛ اما در برخی کشورها مرسوم است و آن را مقدمه ای برای ازدواج رسمی می دانند.

6- ازدواج مصلحتی
در این نوع ازدواج، مبنای اصلی عشق نیست؛ بلکه به دلایل سیاسی، حفظ ثروت یک یا اصالت یک خاندان و دلایل مشابه انجام می شود. این ازدواج ها پایدار نبوده و پس از مدتی زوجین از هم جدا می شوند.

7- ازدواج صوری
در ازدواج صوری، هدف تشکیل خانواده نیست؛ بلکه فرار از قانون است.

افرادی این ازدواج را انجام می دهند که قصد مهاجرت داشته یا می خواهند اقامت یک کشور را بگیرند و با فردی از آن کشور یا فردی که اقامت آن جا را گرفته، ازدواج می کنند.

8- ازدواج میان گرایشی یا ازدواج بنفش
ازدواج میان گرایشی، نوعی ازدواج مصلحتی است که یکی از طرفین با هدف مخفی کردن گرایش خود، تن به آن می دهند. برای مثال یک زن دگرجنس گرا با مرد همجنس گرا ازدواج می کند.

 

9- ازدواج هم جنس گرایان
در این نوع ازدواج، دو فرد هم جنس که نسبت به هم گرایش دارند، با هم ازدواج می کنند. در این نوع ازدواج که در برخی از کشورها قانونی است، زوجین می توانند کودکی را به فرزندی پذیرفته یا از راه های مصنوعی صاحب فرزند شوند.

در کشور ایران، این نوع از ازدواج ممنوع است.

10- ازدواج کودکان
ازدواج کودکان بین دو فرد با رده سنی زیر 18 سال اتفاق می افتد. این درحالی است که حداقل سن ازدواج در بسیاری از کشورها، 18 سال است و ازدواج در سنین کمتر غیرقانونی محسوب می شود.

11- کودک همسری
اگر یکی از طرفین سن کمتر از 18 سال داشته باشد، کودک همسری اتفاق می افتد. قربانیان این نوع ازدواج بیشتر دختران کم سن و سالی هستند که به خاطر مشکلات مالی یا سنت های دست و پاگیر مجبور به ازدواج با فردی بسیار بزرگتر از خود هستند، که علاقه ای به او ندارند.

در عرصه بین المللی و اتحادیه اروپا، این نوع ازدواج در دسته ازدواج های اجباری قرار می گیرد.

بیشترین میزان کودک همسری در جهان، مربوط به کشورهای آسیای جنوبی است که هند در مقام اول است و بعد از آن بنگلادش و نپال بیشترین تعداد کودک همسری را دارد.

12-  ازدواج غیابی
در این نوع ازدواج، یکی از طرفین بنا به دلایلی مانند بودن در خارج از کشور در مراسم عقد حضور ندارد. صیغه عقد با نماینده قانونی او و با در دست داشتن وکالت نامه رسمی از طرف زوج غایب انجام می شود.

13- ازدواج با خود یا سولوگامی
ازدواج با خود در ابتدا می تواند شبیه بیماری به نظر برسد؛ اما در سولوگامی، فرد با خودش ازدواج می کند.

این جریان در سال 1993 توسط «لیندا بیکر» شروع شد. او طی مراسمی با حضور دوستان و آشنایان در مقابل آینه ایستاد و پس از خواندن خطبه عقد، به خودش بله گفت. او پس از ازدواج به تنهایی خود ادامه داد.

سولوگامی در آمریکا، ژاپن، تایوان و انگلستان رواج دارد.

 

انواع ازدواج در ایران
تحقیقات نشان می دهد تمامی این ازدواج ها کم و بیش در ایران وجود دارد؛ اما فقط ازدواج دائم، وجهه قانونی داشته و از سوی قانون اساسی پذیرفته شده است. ازدواج موقت نیز برای افرادی که شرایط فقهی لازم را دارند انجام می شوند.

در کشور ما ازدواج به دو صورت سنتی و مدرن انجام می شود. در ازدواج سنتی زوجین از طریق خانواده ها با هم آشنا شده و ازدواج می کنند؛ در حالی که در حالت مدرن، دختر و پسر ابتدا با هم آشنا می شوند، سپس موضوع را با خانواده های خود مطرح می کنند.

انواع ازدواج در غرب
در کشورهای غربی ازدواج اشکال گوناگونی دارد. کاتولیک ها معتقد به ازدواج دائم بوده و رابطه پیش از ازدواج را ممنوع می دانند. ازدواج سفید و ازدواج بنفش و انواع دیگر ازدواج در غرب رایج است؛ اما در بیشتر کشورهای اروپایی ازدواج دائم با ارائه مدارک لازم قانونی می شود.

برخی از کشورهای اروپایی بعضی دیگر از انواع ازدواج از قبیل همجنس گرایان را قانونی می دانند.

در کشورهای اروپایی در صورتی که زوجین تصمیم به طلاق بگیرند، تمامی اموالی که در مدت زمان زندگی مشترک بدست آورده اند، نصف می شود.

 

در پایان
 

 نظر دهید »

ازدواج بدون عشق و پیامدهای آن | چرا یک ازدواج را بدون عشق ادامه می دهیم؟

18 مهر 1405 توسط avije danesh

اگر از آن دسته از افرادی هستید که فکر می کنید برای شروع زندگی یا باید عشق را انتخاب کرد یا فقط منطق را، سخت در اشتباهید! چرا که بر خلاف تصور عامه مردم، عشق و منطق در تقابل با هم قرار ندارند؛ بلکه می توانند با هم همراه و هماهنگ باشند.

قبل از این که ازدواج بدون عشق را توضیح دهیم؛ اول باید تعریف درستی از عشق را ارائه دهیم. لذا از شما دعوت می کنیم در ادامه مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید.

برای بهبود روابط زوجین، حل اختلافات خانوادگی و مدیریت چالش‌های زندگی مشترک، مرکز مشاوره هم‌اندیشان با ارائه خدمات مشاوره خانواده حضوری می‌تواند به زوج‌ها کمک کند تا با شناخت بهتر مشکلات و یادگیری مهارت‌های ارتباطی، برای ساختن رابطه‌ای سالم‌تر و پایدارتر قدم بردارند.

تعریف عشق
مثلث استرنبرگ، عشق واقعی را با وجود سه عنصر صمیمیت، شهوت و تعهد می داند؛ در نتیجه روابط آتشین بدون صمیمیت و تعهد عشق، محسوب نمی شوند، یا رابطه ای طولانی که زوجین بدون رابطه جنسی با هم زندگی می کنند نیز رابطه عاشقانه گفته نمی شود.

هرکدام از این فاکتورها به تنهایی یک رابطه رضایت بخش را برای شما به همراه ندارد. رابطه ای عاشقانه است که در آن ضمن صمیمیت با همسرتان و این که مانند دو دوست با هم رفتار می کنید، نسبت به او احساس همدلی دارید؛ به همدیگر گرایش جنسی داشته و به رابطه با او متعهدید.

چالش های زندگی بدون عشق
زندگی بدون عشق پر از چالش است و زیبایی های یک زندگی عاشقانه را ندارد. در ادامه به بررسی این چالش ها و مشکلات می پردازیم.

1- نبود هیجان های اولیه زندگی
زوج های جوانی که عاشق هم بوده اند، در اوایل ازدواج رفتارهای عاشقانه ای از خود نشان می دهند که ممکن است برای خیلی ها قابل درک نباشد؛ در حالی که لازمه وجود یک رابطه عاشقانه، حفظ رفتارهای عاشقانه است و بروز آن از سوی زوجین کاملا طبیعی است.

زوج های عاشق پس از سالیان از این دوران به عنوان دورانی لذت بخش به خوبی یاد می کنند؛ اما ازدواجی که در آن عشقی وجود ندارد، این شور و هیجانات را نخواهد داشت.

2- جر و بحث های زیاد
در ازدواج بدون عشق گذشت و فداکاری وجود ندارد؛ از این رو از همان ابتدا زوجین بر سر کوچکترین مسائل با هم جروبحث خواهند داشت. ازدواج بدون عشق زندگی مشترک را به میدان جنگ تبدیل می کند.

البته در برخی موارد نیز اتفاقی عجیب تر می افتد؛ محیط خانه آن قدر سرد و بی روح است که زن و شوهر حتی از دعوا کردن نیز اجتناب می کنند. آنها حتی نمی توانند به خوبی با هم ارتباط برقرار کنند.

3- دوری و اجتناب از با هم بودن
وقتی نسبت به هم عشقی ندارید، سعی می کنید از هم دوری کنید، این ارتباط را به حداقل برسانید؛ شما دوست ندارید سر یک سفره غذا بخورید، بنابراین زمان های متفاوتی را برای غذا خوردن در نظر می گیرد.

حتی در مواردی مرد دیروقت به خانه می آید تا همسرش خواب باشد؛ در نهایت این باعث می شود بیشتر یک همخانه باشید تا همسر!

4- ناامیدی نسبت به آینده
ازدواج با کسی که نسبت به او حسی ندارید، امید به آینده را در شما از بین می برد و در درازمدت شما را دچار بی معنایی خواهد کرد. وقتی زندگی ایده آلی که می توانستید داشته باشید را با زندگی فعلی خود مقایسه می کنید، متوجه این بی معنایی می شوید.

 

دلایل ازدواج بدون عشق
مردم به چه دلیل به ازدواج بدون عشق روی می آورند؟ در ادامه به توضیح برخی از این دلایل اشاره می کنیم

1- فقط ازدواج کنند
برخی از افراد معتقدند زن خوب یا مرد خوب سخت پیدا می شود؛ بنابراین با اولین فردی که بر سر راهشان قرار می گیرد، ازدواج می کنند.

آنها می گویند عشق مهم نیست؛ بلکه فردی که بتواند از ما تا آخر عمر مراقبت کند مهم است. این طرز فکر کاملا نادرست است و مخصوص کشورهای فقیر آسیایی است.

2- ترس از تنهایی
دلیل ازدواج برخی از افراد، ترس از تنهایی است. این ترس به نحوی بر فرد فشار می آورد که او ترجیح می دهد فقط یک همراه داشته باشد، بدون آن که برایش مهم باشد که او را دوست دارد یا نه؛ تنها قابل اعتماد و راستگو بودن او کافی است.

3- به دنیا آوردن فرزند
برخی نیز تنها به دلیل به دنیا آوردن فرزند، ازدواج می کنند. آنها فرزند را عصای دوران پیری می دانند و به خاطر آن، ازدواج بدون عشق را نیز می پذیرند.

4- اجبار
برخی از افراد درگیر یک زندگی بدون عشق می شوند؛ چرا که به خاطر برخی قوانین یا سنت های غلط مجبور به ازدواج هستند یا حس می کنند در سن ازدواج آنها در حال سپری شدن است.

برای برخی از این افراد خانواده تعیین می کند با چه کسی ازدواج کنند؛ نه عشق و علاقه!

 

چرا یک ازدواج را بدون عشق ادامه می دهیم؟
دلایل بسیاری وجود دارد که افرادی که بدون عشق ازدواج کرده اند، تمایلی به جدا شدن از هم ندارند. در ادامه به برخی از این دلایل می پردازیم.

انکار واقعیت
وقتی در مورد زندگی بدون عشق از برخی از زوجین سوال می شود، آنها با انکار واقعیت به زندگی خود ادامه می دهند؛ در حالی که با گذر زمان، عواقب بدی متوجه این ازدواج خواهد بود.

فرزندان
بسیاری از زوجین به خاطر این که فرزندان آنها دچار آسیب های روحی پس از طلاق نشده و یا با نامادری یا ناپدری بزرگ نشوند، از تصمیم به طلاق اجتناب می کنند. آنها ترجیح می دهند به هر قیمتی این زندگی را حفظ کرده و از فرزندان خود دور نشوند.

تفکرات منفی راجب طلاق
بسیاری از زوجین با اینکه اعتقاد دارند بدون عشق نمی توان زندگی کرد، اما در عمل آن کار را می کنند. دلیل این کار این است که آنها نمی خواهند با واقعیت تلخ طلاق کنار بیایند. آنها می گویند طلاق از نظر جامعه پذیرفته شده نیست و اگر طلاق بگیریم، نمی توانیم به راحتی در جمع خانواده خود پذیرفته شویم.

 

پیامدهای ازدواج بدون عشق
ازدواج بدون عشق در خوشبینانه ترین حالت زندگی است، که زوجین با طلاق عاطفی با هم در زیر یک سقف زندگی می کنند. این درحالی است که این زندگی به لحاظ عاطفی کمترین کیفیت را دارد و زوجین فقط با هم مدارا می کنند.

در حالت های بعدی این زوج می توانند زندگی پر از تنش و با ناسازگاری زیادی داشته باشند، که افراد با عزت نفس پایین به جای طلاق، خیانت را انتخاب می کنند.

توصیه برای افرادی که بدون عشق زندگی می کنند!
در درجه اول به این نکته توجه داشته باشید که زندگی و ازدواج بدون عشق کاملا اشتباه است و شما نباید حتی به آن فکر کنید؛ اما اگر بنا به هر دلیلی در این ازدواج هستید، به توصیه هایی که در ادامه بیان می کنیم، توجه نمایید.

1- به نکات مثبت زندگی خود تمرکز کنید
اگر از ابتدا عاشق همسرتان نبوده اید، حتما دلیلی برای این ازدواج داشته اید. چیزهایی که می خواستید هنوز هم وجود دارد؛ می توانید بر روی آنها متمرکز شوید.

2- خوب بودن را تمام کنید
در این ازدواج ها یکی از طرفین سعی می کند تا جانب اخلاق را نگهدارد و به زندگی پایبند باشد؛ اما این فرد بیشترین آسیب را می بیند؛ چرا که بیشتر مسئول بر دوش او می افتد.

الویت قرار دادن خود، بهترین گزینه ای است که می توانید در چنین شرایطی انجام دهید.

 

در پایان

 نظر دهید »

چگونه رابطه خود را از یکنواختی خارج کنیم؟

18 مهر 1405 توسط avije danesh

بسیاری از زوجین از عادی شدن زندگی مشترک و درگیر روزمرگی شدن شکایت دارند؛ اما این تکراری شدن رابطه به چه دلیل اتفاق می افتد؟ چرا زوجین پس از گذر از مقطعی، برای هم عادی می شوند؟ آیا این طبیعی است یا نه؟

این ها سوالاتی است که در ذهن بسیاری از زوجین وجود دارد، که می خواهیم در این مقاله در مورد آن بحث کنیم. در ادامه به دلایل عادی شدن زندگی، پیامدهای آن در زندگی زوجین و راه های رفع یکنواختی اشاره می کنیم. لذا از شما دعوت می کنیم با هم اندیشان همراه باشید.

برای بهبود روابط زوجین، حل اختلافات خانوادگی و مدیریت چالش‌های زندگی مشترک، مرکز مشاوره هم‌اندیشان با ارائه خدمات مشاوره خانواده حضوری می‌تواند به زوج‌ها کمک کند تا با شناخت بهتر مشکلات و یادگیری مهارت‌های ارتباطی، برای ساختن رابطه‌ای سالم‌تر و پایدارتر قدم بردارند.

دلایل عادی شدن زندگی
یکنواختی زندگی مشترک دلایل زیادی می تواند داشته باشد، که مهمترین و شناخته شده ترین آن ها را بررسی می کنیم.

1- گذشت زمان
برای بسیاری از زوجین در ابتدای زندگی مشترک پر از شور و شوق آغاز می شود، اما با سپری شدن زمان به تدریج این شور و شوق کم شده و طرفین برای هم عادی می شوند.

روانشناسان زندگی را موفق می دانند که زوجین هر دو برای جلوگیری از این عادی شدن، کارهایی انجام دهند. آموزش دیدن در این مورد بسیار می تواند به کمک زوجها بیاید.

2- مسئولیت ‌های جدید
با شروع زندگی جدید، مسئولیت های جدید نیز ایجاد می شود. مسائلی مانند ایجاد تعادل مابین کار و زندگی، مدیریت اقتصادی خانواده، ورود فرزندان، مسائل تربیتی مربوط به آن ها باعث می شود زوجین مانند سابق وقت یا انرژی کافی برای هم نداشته باشند.

3- تصورات اشتباه
بسیاری از زوجین به اشتباه فکر می کنند عادی شدن رابطه پس از چند سال طبیعی است و آن را با صمیمیت و عمیق تر شدن رابطه اشتباه می گیرند و برای آن هیچ تلاشی انجام نمی دهند؛ در حالی که این موضوع می تواند بسیار به رابطه آنها ضربه بزند.

4- آموزش ندیدن
در بسیاری از مواقع زوجین آموزش های لازم را ندیده اند و از راهکارهای حفظ سلامت رابطه بی اطلاع هستند؛ آن ها نمی دانند چگونه باید به درستی انتظارات خود را مطرح کنند و در مورد دلخوری ها با هم حرف بزنند؛ اختلافات را حل و فصل کنند و چگونه به هم ابراز علاقه کنند.

در نتیجه این ندانستن ها اختلافات زیادی بین آن ها به وجود آمده و زوجین رابطه سردی را تجربه می کنند.

 

آسیب های عادی شدن زندگی مشترک
چرا یکنواختی در زندگی مشترک خطرناک است؟ چه آسیب هایی به رابطه می زند و چرا باید به موقع درمان شود؟!

1- پایین آمدن رضایت از زندگی
بزرگترین آسیبی که عادی شدن رابطه و تلاش نکردن برای آن به زوجین می زند، این است که آن ها خود را از داشتن یک رابطه پرشور محروم می کنند.

نیاز به ابراز عشق و مورد عشق واقع شدن، یک ضرورت برای تمامی سنین است که باعث سلامتی روان شما خواهد شد. توجه به رابطه می تواند شما و همسرتان را از لحاظ سلامتی ارتقا خواهد داد.

2- افزایش احتمال خیانت
یکی از بزرگترین آسیب هایی که یک رابطه متحمل می شود، این است که زوجین هنگامی که تلاشی برای رابطه نکنند، حس خواهند کرد طرف مقابل دوستشان ندارد؛ همچنین علاقه متقابل خود را نیز از دست خواهند داد.

در نتیجه آن ها این عشق و علاقه را در جایی دیگر و در رابطه ای دیگر جستجو خواهند کرد؛ در حالی که با مراقبت از رابطه به موقع می شد شور و نشاط را به رابطه برگرداند.

3- آسیب دیدن فرزندان
خانواده ای که محیطی سرشار از عشق دارد، فرزندان در آن رشد و بالندگی پیدا می کنند.

در خانواده هایی که والدین برخورد گرمی با هم ندارند فرزندان آسیب زیادی می بینند و این رفتار والدین را به عنوان الگوی خود در برخورد با همسر آینده خود به کار می برند.

 

راه هایی برای جلوگیری از عادی شدن رابطه
در ادامه راه حال هایی برای جلوگیری از ایجاد عادی شدن رابطه عاطفی پیشنهاد می شود. این راه حل ها کلی و عمومی است.

چنان چه در زندگی شما با این راه حل ها بهبود پیدا نکرد، باید با یک مشاور خانواده صحبت کنید!

1- تغییر کردن را اول از خود شروع کنید
بهتر است سهم خود از زندگی مشترک را در نظر بگیرید و به جای این که به مسئولیت های انجام نشده همسرتان فکر کنید، به این بیندیشید که برای بهبود شرایط چه کاری از دستتان بر می آید؟!

با شروع تغییرات از سوی شما، همسرتان نیز متوجه خواهد شد و او نیز در رفتار خود تغییراتی به وجود خواهد آورد.

2- ایجاد تنوع
مغز انسان به گونه ای طراحی شده است که پس از مدتی به مسائل عادت می کند و مسائل را پیش بینی می کند؛ بنابراین نیاز است در زندگی خود تنوعی ایجاد کنید!

این تنوع را می توانید از ظاهر خود شروع کنید.

3- با هم وقت بگذرانید
زوجین باید در کنار مشغله های زندگی زمانی را به با هم بودن اختصاص دهند. این توجه و محبت همسران را به همدیگر را نشان می دهد. می توانید قرار ملاقات های عاشقانه ترتیب دهید و همسرتان را با آن سورپرایز کنید.

4- مهارت‌های گفت و گو را تمرین کنید
از مهارت های مهمی که تمامی زوجین باید بدانند، طریقه صحبت کردن با هم است. شما باید در زمان و موقعیت خوبی با هم صحبت کنید. زوجین باید بتوانند در مورد سلیقه خود انتظاراتشان در موارد مختلف صحبت کنند.

 

5- احساساتتان را مخفی نکنید
اگر بتوانید احساسات خود را بروز دهید، یک قدم به صمیمیت و یک زندگی پرشور نزدیک شده اید.

بسیاری از افراد به خصوص آقایان با تصور این که “او می داند چقدر دوستش دارم” یا” نیازی به گفتن دوستت دارم نیست، او باید از زحماتی که می کشم باید بفهمد” بروز احساسات را بی معنی می دانند.

در حالی که یک همسر خوب باید بداند چه موقع محبت زبانی کند و چه موقع از زحمات همسرش قدردانی کند. اجازه دهید احساساتتان از زبانتان جاری شود!

6- خاطره سازی کنید
سعی کنید با هم به گردش بروید؛ با هم عکس بیندازید و تجربه های جدید را امتحان کنید. حتی یک آشپزی دونفره یا خواندن مشترک یک کتاب، می تواند شما را به هم پیوند دهد و خاطره بسازد.

به کارهایی که هر دوی شما به هم علاقه دارید فکر کنید و انجام آن ها را در لیست کارهای ضروری قرار دهید.

7- کمک گرفتن از یک مشاور
گاهی اوقات از دست دادن شور و هیجان دلیل بر وجود مسائل پیچیده ای است که زوجین به تنهایی نمی توانند آن را حل کنند و باید با کمک یک روانشناس آن ها را حل کنند.

اگر احساس می کنید رابطه شما در این مرحله قرار گرفته، می توانید با روانشناسان خانواده مرکز مشاوره هم اندیشان صحبت کنید و مشاوره خانواده دریافت کنید.

یک مشاوره به موقع می تواند زندگی شما را از بسیاری از آسیب ها حفظ کند!

 

 

 نظر دهید »

۷ وظیفه پدر در قبال پسر/ نقش پدر در زندگی پسران

13 مهر 1405 توسط avije danesh

به گزارش مرکز مشاوره خانواده هم اندیشان:

چرا پسران به پدران خود نیاز دارند؟

وقتی صحبت از تربیت فرزند به میان می‌آید، اغلب توجه زیادی به نقش مادر می‌شود؛ اما واقعیت این است که پدر نیز تأثیر عمیق و ماندگاری بر رشد شخصیت فرزند، به‌ ویژه پسران، دارد.

پدر فقط فردی نیست که هزینه‌های زندگی را تأمین می‌کند یا قوانین خانه را تعیین می‌کند. او می‌تواند الگوی زندگی، منبع اعتماد به‌ نفس و راهنمای پسر برای ورود به دنیای بزرگسالی باشد.

پسران از طریق ارتباط با پدر یاد می‌گیرند چگونه با مشکلات روبه‌رو شوند، چگونه مسئولیت‌ پذیر باشند، چگونه به دیگران احترام بگذارند و چگونه به مردی بالغ و موفق تبدیل شوند.

به همین دلیل روانشناسان معتقدند وظیفه پدر در قبال پسر، یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری شخصیت سالم در پسران است.

مشاوران مرکز مشاوره خانواده هم اندیشان برای تهیه این مقاله زمان و دقت زیادی صرف کرده‌اند. پیشنهاد می‌کنیم این مطلب ارزشمند را از دست ندهید و در بخش نظرات انتهای صفحه با ما و سایر مخاطبان به اشتراک بگذارید؛ شاید نظر شما بتواند به فرد دیگری نیز کمک کند.

وظیفه پدر در قبال پسر
۱. پدر به پسرش کمک می‌کند مرد شود
همه والدین دوست دارند فرزندشان فردی موفق، مهربان، مسئولیت‌ پذیر و خوشبخت باشد.

اما درباره پسران موضوع مهم دیگری نیز وجود دارد؛ آن‌ها باید مسیر کودکی را پشت سر بگذارند و به مردانی پخته و توانمند تبدیل شوند.

در این مسیر، هیچ‌ کس به اندازه پدر نمی‌تواند نقش راهنما را ایفا کند.

پسران معمولاً رفتار، گفتار، ارزش‌ها و حتی شیوه برخورد با مشکلات را از پدر خود یاد می‌گیرند. آن‌ها با مشاهده پدر، تصویری از مرد بودن در ذهن خود می‌سازند و تلاش می‌کنند به آن تصویر نزدیک شوند.

به همین دلیل است که بسیاری از متخصصان معتقدند پدر نقشی دارد که به سختی می‌توان جایگزینی برای آن پیدا کرد.

 

 

۲. پدر به پسرش هویت می‌دهد
از همان سال‌های نخست زندگی، پسران متوجه می‌شوند که پدر با مادر تفاوت دارد.

نوع صحبت کردن، رفتار کردن، بازی کردن و حتی نگاه پدر به مسائل زندگی متفاوت است.

همین تفاوت‌ها به پسر کمک می‌کند به تدریج هویت مردانه خود را شکل دهد.

او کم‌کم متوجه می‌شود:

«من هم روزی شبیه پدرم خواهم شد.»

این همان نقطه‌ای است که هویت مردانه در ذهن کودک شکل می‌گیرد.

پدر به پسرش نشان می‌دهد که مرد بودن فقط به ظاهر یا سن مربوط نیست؛ بلکه به مسئولیت‌پذیری، احترام، قدرت تصمیم‌گیری و اخلاق وابسته است.

۳. پدر اعتماد به‌ نفس پسر را می‌سازد
یکی از مهم‌ترین وظایف پدر در قبال پسر، تقویت اعتماد به‌ نفس اوست.

پدران معمولاً فرزندان خود را تشویق می‌کنند کارهای جدید را امتحان کنند، از شکست نترسند و برای رسیدن به اهدافشان تلاش کنند.

برای مثال، وقتی پسری می‌خواهد دوچرخه‌سواری یاد بگیرد، از ارتفاعی بپرد یا مهارت جدیدی را تجربه کند، اغلب این پدر است که می‌گوید:

«تو می‌توانی انجامش بدهی.»

همین جملات ساده در ذهن کودک این باور را ایجاد می‌کند که توانمند است و می‌تواند از پس چالش‌ها برآید.

اعتمادبه‌نفسی که در کودکی شکل می‌گیرد، بعدها در تحصیل، شغل، روابط اجتماعی و زندگی خانوادگی نقش مهمی خواهد داشت.

مرکز مشاوره خانواده هم‌اندیشان با ارائه خدمات تخصصی مشاوره خانواده، مشاوره ازدواج، مشاوره روابط عاطفی و روانشناسی فردی به افراد و زوج‌ها کمک می‌کند تا چالش‌های عاطفی و خانوادگی خود را بهتر بشناسند و برای تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی، از جمله انتخاب همسر و مدیریت مشکلات زندگی مشترک، آگاهانه‌تر عمل کنند؛ اگر به دنبال مرکز مشاوره خانواده، مشاوره ازدواج و روانشناس خانواده هستید، هم‌اندیشان می‌تواند همراه شما در مسیر داشتن روابط سالم‌تر و زندگی مشترک موفق‌تر باشد.
منبع: وظیفه پدر در قبال پسر

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 8
  • 9
  • 10
  • ...
  • 11
  • ...
  • 12
  • 13
  • 14
  • ...
  • 15
  • ...
  • 16
  • 17
  • 18
  • ...
  • 299
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مشاوره تلفنی آویژه

جستجو

موضوعات

  • همه
  • استخدام
  • امریه سربازی
  • بدون موضوع
  • مشاوره تحصیلی
  • مشاوره خانواده
  • مشاوره نظام وظیفه
  • معافیت سربازی
  • معافیت پزشکی
  • معافیت کفالت مادر
  • معافیت کفالت پدر

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس